X
تبلیغات
رایتل

عکسای گذشته

نویسنده: آذین
نظرات: 2

 

 سلام به دوستای گل و مهربون 

تو ژستای قبل به علت ترافیک سوژه و عکس چند تا عکسام دیده نشد . 

امروز مامان از فرصت استفاده کرد و اونا را براتون گذاشت . 

و بالاخره یه شب که حسابی افتاده بودم رو دور چشمک زدن مامانم تونست ازم عکس بندازه .

  

  

از اتفاقات دیگه ای که چند وقت پیش افتاد این بود که من به اتفاق مامانم رفتم ادارش . هم افطاری میدادند و هم برای مامانم و یکی دیگه از همکارای مامانم جشن تولد گرفته بودند . 

خیلی هم پسر خوبی بودم یک عالمه برای حضار سخنرانی کردم . 

در جواب حرف مامان که به همکاراش گفت من خوب غذا نمیخورم یک عالمه آش شعله غلم کار خوردم .  

  

اینم عکسایی  تو پارک وقتی رفته بودم تا پدرم راببینم . 

 

 

  

و سرگرمی مورد علاقه من قاشق . جدا که چه اسباب بازی جالب و شگفت انگیزی . 

عاشق اینم که قاشق را رو شیشه بکوبم روی بوفه و دیوار بکوبم و اون را از فاصله چند سانتی رو سرامیک پرت کنم و جالبه هر بار هم صدای جدیدی از خودش در میاره

 

 

و این هم یه عکس از من و بابایی که وقتی تهرانه طاقت یه لحظه دوریم را نداره و قبل از اینکه ما بخواهیم بریم خونشون میاد و منو با خودش میبره . 

منم خیلی دوستش دارم و با یاد بچگیم تا می بینمش پا میزنم . 

 

و خبر آخر اینکه من از پنجشنبه مریض شدم . 

مامانم و مامانی هم هردوشون مریض بودند اونا که بهتر شدند من مریض شدم . 

دعا کنید که زود خوب شم .


عیسی IP: 80.191.86.106 دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 ساعت 11:59 انتخاب همه - انتخاب هیچکدام قوانین و مقررات سایت | حریم شخصی کاربران | گزارش تخلف Copyright © 2003-2009 BlogSky. All rights reserved.