X
تبلیغات
رایتل

دست دسی

نویسنده: آذین
نظرات: 6

سلام به دوستای خوب و مهربون 

 

اگه مامانم زیر قولش نزنه قرار شده دیگه هفته ای یک بار بیاد اینجا و اخبار مربوط به من را براتون بنویسه .    

 

 

و اما  

من در تاریخ 21/2/88 در حالیکه مامانم مریض بود و تو خونه استراحت می کرد ابتدا به صورت یواشکی و دور از چشم بقیه شروع به دست زدن کردم . 

 

  

و وقتی مطمئن شدم که دست زدن را یاد گرفتم دیگه جلوی چشم بقیه هم به دست زدن پرداختم .    

 

الان هم انقدر حرفه ای شدم که گاهی خودم را که از دست مامانم فرار می کنم و غذا نمی خورم تشویق می کنم . 

و دیگه اینکه من در همان تاریخ شب موقع خواب بالاخره شروع به سینه خیز رفتن کردم البته دنده عقب رفتم و چون نتیجه دلخواه نبود چاره ای جز جیغ کشیدن نیافتم .  

من این هفته نسبت به روزهای قبل کمی بیشتر شیر و غذا خوردم . 

همچنان به موسیقی علاقه زیادی دارم و الان دیگه با لب و زبونم کلی صدا از خودم در میارم .  

 

 

   

صبح ها زودتر از خواب بیدار میشم . 

تابم به خونه خودمون منتقل شد تا وقتی میریم خونه مامانم من و بزاره توش و به کاراش برسه . 

اما من نمیدونم چرا یه خورده که تو تابم نشستم به این روز می افتم . 

   

 

من به شنیدن صدای زنگ در خیلی علاقه دارم . چون وقتی صدای زنگ به صدا در می آید چند حالت وجود داره 

1- مامانم میاد  

2 - بابام میاد  

3- مامانی میاد  

که با دیدن هر سه تاشون کلی خوشحال میشم و از ذوق تا 10 دقیقه جیغ می زنم . 

اگرم هیچ کدام از اینا نبودند مهمون آمده که من مهمونم خیلی دوست دارم. 

به قول خاله تی تی این بود انشای من درباره هفته ای که گذشت .


عیسی IP: 80.191.86.106 دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 ساعت 11:59 انتخاب همه - انتخاب هیچکدام قوانین و مقررات سایت | حریم شخصی کاربران | گزارش تخلف Copyright © 2003-2009 BlogSky. All rights reserved.