X
تبلیغات
رایتل

ماه گرد هفتم و تولد بابا

نویسنده: آذین
نظرات: 5

سلام به دوستای مهربونم

ببخشید که این مامان من انقدر با تاخیر اخبار مربوطه را به سمعتون میرسونه .

و این ماه هم ماه گرد من وتولد بابام با 3 روز اختلاف قرار گرفته بود که مامانم یکیش کرد و جمعه که خونه مامانی بودیم دایی احسان کیک خرید و شب برامون تولد گرفتند .

اینم عکس ماه گرد هفتمم

 

و این هم من ویلدا جون که معرف حضورتون هستند .   

 

 

ین هم تولد 33 سالگی بابام که به اتفاق بابایی و دایی میثم انداختیم .

خوب فروردین هم تمام شد و مامان من که قرار بود آخر فروردین بره اداره تصمیمش عوض شد و از 23 فروردین به اداره رفت و این شد که ما را از این به بعد هر روز صبح کله سحر مامانم من را تو خواب آماده می کند و بابام هم من را میبره منزل ململنی و بعد هم هردوشون میرند اداره .

البته بعضی وقت ها هم من از سرو صداشون بیدار میشم و اونوقت خدا به داد مامانی برسه چون حسابی بد اخلاق میشم و اذیتش می کنم .

البته اینم بگم که بعضی وقتها چون هنوز خوابم میاد با یه پستونک راضی میشم و به خوابم ادامه میدم .

و خبر دیگه که برای مامانم اینا خیلی خوب است اینه که بالاخره من با غذای کمکی کنار اومدم .

طوری که مامانم با ذوق  به همه میگه من قاشق که می بینم دهانم را باز می کنم طفلکی انقدر این موضوع براش جالبه که هر بار که دهنم را باز می کنم کلی قربون صدقم میره .

  


عیسی IP: 80.191.86.106 دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 ساعت 11:59 انتخاب همه - انتخاب هیچکدام قوانین و مقررات سایت | حریم شخصی کاربران | گزارش تخلف Copyright © 2003-2009 BlogSky. All rights reserved.