X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

۸۸/۸/۲۵

نویسنده: آذین
نظرات: 1

دیروز دوباره رفتم برات خرید  

خودم موندم چرا انقدر مود خرید گرفته منو هر چی میبینم دلم میخواد بخرم . 

البته دیگه از مود خرید اومدم بیرون چون دیگه حتی ۱ ریال هم تو حسابم نمونده . 

برات یه جوراب شلواری و یه شلوار مخمل و یه سرهمی و یه دونه از این گلدونا که تو نور گلش این طرف و اون طرف میره خریدم.مبارکت باشه . 

برگشتم مامانی میگفت از خواب که پاشدی همه جا رفتی دنبالم گشتی و من را که ندیدی بهونه گرفتی . 

اما من که از در آمدم و گلدونت را دادم دستت فکر کنم از دلت درومد حسابی ذوق کردی . 

بعد هم جوراب شلواری و شلوارت را پات کردم و بعد از مدت ها چند تا عکس ازت انداختم .  

دیشب زودتر از همیشه خوابیدی و ساعت ۱۰ بیهوش شدی و مجبور شم وقتی خوابی پوشکت کنم . 

طبق معمول همیشه وقتی زود میخوابی تا صبح دمار من را در میاری دیشب هم ساعت ۲ نشده بود که شروع کردی . تو خواب هی با خودت حرف میزدی گاهی میخندیدی گاهی دعوا میکردی گاهی گریه گاهی مینشستی و یک دفعه خودت را پرت میکردی رو تخت خلاصه که خیلی خوابم میاد . 

  


عیسی IP: 80.191.86.106 دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 ساعت 11:59 انتخاب همه - انتخاب هیچکدام قوانین و مقررات سایت | حریم شخصی کاربران | گزارش تخلف Copyright © 2003-2009 BlogSky. All rights reserved.