X
تبلیغات
رایتل

پایان تعطیلات

نویسنده: آذین
نظرات: 0

سلام به دوستای مهربون

بالاخره تعطیلات و دید و بازدید به پایان رسید . 

کلا این تعطیلات و عید چیز خوبی بود چون هم مهمونی زیاد رفتیم و هم مهمون میومد برامون و هم کلی عیدی گرفتیم . 

از عیدی هام هم براتون بگم که وجه نقد عیدی هایم که به اندازه عیدی بود که مامان و بابام از دولت گرفتند یعنی ۲۵۰۰۰۰تومان و عیدی غیر نقدیم هم یه تراکتور بود که عمه مریمم داد و یک شلوارک بندی که دایی احسان بهم داد . خوب دست همشون درد نکنه .  

مامانمم رفت برام تو چند تا بانک حساب قرض الحسنه باز کرد .  

به امید اینکه جوایز بزرگ بانک ها را برنده بشم . 

من روز 12 فروردین به اتفاق مامان و باباو بابایی رفتیم کاخ گلستان جای قشنگی بود .

 

 عیسی در کاخ گلستان

عیسی در کاخ گلستان

من بعد از بازدید مختصری که انجام دادم خوابم گرفت و یه چرتی زدم و تو این مدت مامان پیشم بود و بابا و بابایی به بازدیدشون ادامه دادند . 

عیسی در کاخ گلستان

وقتی بیدارشدم من و مامانم هم رفتیم پیششون   

و اونها به من یه جایی را نشون دادند به اسم تالار آینه  که میگفتند یک نقاش معروف با اسم کمال الملک از اون یه  تصویر کشیده .  

عیسی در کاخ گلستان

 

و روز سیزدهم هم که به رسم آدم بزرگا رفتیم سیزده بدر و ناهار را در فضای زیبای پارک خوردیم . البته جمعمون حسابی جمع بود گرچه اصل کار من و یلدا بودیم ولی خوب فامیل های زنداییم و عموحسن و مادر و پدر بابایی و مامان جون هم بودند .

حسابی خوش گذشت و حسابی عکس بازی کردیم . 

 

 

 

   تازه مامانم بالاخره تونست عکس دلخواهش را از من بگیره

راستش من از وقتی به دنیا اومدم دستام را میکنم تو هم و هی عقب و جلو می برم مخصوصا موقع شیر خوردن

اما هر وقت مامان میخواست عکس بندازد دستام را باز می کردم ولی تو پارک حواسم پرت شد و یه عکس تونستند بندازند .

  

حالا من هی میگم این عکسم خوب نیست نذار اما انقدر ذوق کرده که حاضر نیست کوتاه بیاد .

از روز  15فروردین هم مامانم صبح ها من را آماده می کرد و بابام هم من را می برد پیش مامانی تا من را باشرایط جدید محک بزنند .

و من همچنان عاشق شیر مامان و بیزار از غذا

حدس بزنید اینجا مامانم بهم چی داده ؟

 

قرقوروت

تمرهندی

لواشک

نه بابا یه چیزی که بهش می گویند ماست . این را به من میده و اونوقت قیافه من را که می بینه می گه این ماست که شیرینه تو چرا اینجوری میکنی .

تازه خودشونم همچین با اشتها این چیزها را میخورند آدم میمونه .

واقعا یعنی آدم وقتی بزرگ میشه انقدر بد سلیقه میشه و چیزهای دیگر را به شیر مامانش ترجیح مده؟ !!!!!!!!!!!!!


عیسی IP: 80.191.86.106 دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 ساعت 11:59 انتخاب همه - انتخاب هیچکدام قوانین و مقررات سایت | حریم شخصی کاربران | گزارش تخلف Copyright © 2003-2009 BlogSky. All rights reserved.