X
تبلیغات
رایتل

دردهای شیرین

نویسنده: آذین
نظرات: 5

   مامانی  دیروز رفته بود  آزمایشگاه برای سری آزمایشات سندروم دان تا از وضعیت سلامت عیسی  مطمئن تر بشیم و خانم دکتر بتونه همه چیز را خوب چک کنه .
ما مانی میگه هر وقت می خوام یک کار اینجوری انجام بده که به عیسی مربوط میشه دلشوره عجیبی میگیره .براش دعا کن عیسی جان.چند روزی هست که دردهای زیادی رو داره تحمل می کنه اما میگه همه اینها رو که نشونه رشد تو هست خیلی شیرین می دونه.

خدایا چه صبری به مادر ها دادی. این عجیب ترین دردهای عالم رو که نه تنها از اونها اذیت نمخی شن بلکه باعث بیشتر شدن محبتشون به فرزندشون هم میشه .

دیشب بابائی دیر رسید خونه و وقتی رسید دید که مامانی یکی از عروسکهای سیسمونی عیسی رو بیرون آورده و داره تمرین عیسی داری میکنه .

دایی عیسی هم اومد با اون بازی کرد . جاتون خالی بود ببینین مامانی عیسی چه حرسی می خورد از بالا انداختن اون . می گفت یعنی وقتی به دنیا بیاد باهاش این جوری بازی می کنید. 


عیسی IP: 80.191.86.106 دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 ساعت 11:59 انتخاب همه - انتخاب هیچکدام قوانین و مقررات سایت | حریم شخصی کاربران | گزارش تخلف Copyright © 2003-2009 BlogSky. All rights reserved.